سفارش تبلیغ
صبا ویژن
گفتگو با دانشمند در زباله دان، از گفتگوی با نادانان بر پشتیهای زربفات بهتر است . [امام کاظم علیه السلام]
محسن دوراندیش - درد دل
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
: جستجو
اوقات شرعی

  • بازدید امروز: 3
  • مجموع بازدیدها: 45992
    » درباره من
    محسن دوراندیش - درد دل
    محسن دوراندیش

    » لوگوی وبلاگ


    » لوگوی لینک دوستان



    » آرشیو مطالب
    زمستان 1385
    پاییز 1385
    تابستان 1385

    » طراح قالب
    »» بیائید عاشقی را رعایت کنیم...

     

    الحمد الله ... ، توی شهر که رد می شی روی دیوارها ، پوسترها و ... نوشته : سلام بر مهدی ...، پایان شب سیه سپید است ...، همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی  ... و خیلی چیزای دیگه . اینا خیلی خوبه ، همه اینا کار یه عده از آدمای عاشقه که دوست دارند خودشون رو خرج آقاشون بکنن.
    اما چرا ما عاشق نباشیم؟ مگه عاشقی ننگه؟ مگه غیر از اینه که عاشق باید عشقشو نشون بده، ابراز کنه ، بیان کنه و هر جوری که بلده بگه که آی ملت ! من عاشقم عشقم رو دوست دارم آخه تموم زندگیم مال آقامه...
    خیلی از ماها تو جمع دوستامون ، خونوادمون و خیلی از جاهای دیگه خجالت می کشیم از این که اسم امام زمانمون رو بیاریم « اینجا جاش نیست » ، « جَو مناسب نیست » و خیلی چیزای دیگه . قبول دارم که هر  سخن جائی و هر نکته مکانی دارد اما آخه چرا ما جَو رو مناسب اینجور حرفها نکنیم ؟ چرا با دوستامون
    بحث رو کمی جدی تر نکنیم ؟ چرا بزممون را
    یکمی عاشقونه نکنیم ؟ چه بزمی بهتر از بزم عشق

    دوستان !    بیائید عاشقی را رعایت کنیم...



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( پنج شنبه 85/10/7 :: ساعت 6:54 عصر )
    »»
    کاش یادمان نمی رفت که تو را فراموش نکنیم !

     

    آقاجون قربون اسمت برم که هر وقت به دلم می افته یاد هر چیزی از دلم بیرون میره ، معطر میشه از عطر خدا
    کاش می دونستیم از این لحظه ها چطوری میتونم
    استفاده کنیم که دیگه یادت از دل ما نره. قرآن بخونیم، تفسیر بخونیم یا عهد و فرج ؟یا نه اصلاً فکر کنیم ! فقط فکر کنیم اون فکرایی که هر وقتی به سر آدم نمی زنه بعد دعا کنیم و از خدا بخواهیم که: یادمان نرود که تو را فراموش



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( پنج شنبه 85/10/7 :: ساعت 6:53 عصر )
    »»
    بوی عشق

    وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق ...



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( یکشنبه 85/7/30 :: ساعت 9:14 عصر )
    »»
    دوست تو خدا

    امروز صبح وقتی از خواب بر خاستی تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف خواهی زد فقط در چند کلمه و یا از من به خاطر چیزهای خوبی که دیروز در زندگی تو اتفاق افتاد تشکر خواهی کرد.اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.

    ادامه مطلب...

    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( یکشنبه 85/7/30 :: ساعت 8:57 عصر )


    »» عشق یعنی چه؟

    چند لحظه قبل در یک وبلاک یک نفر به قول خودش نق زده بود که من به خانم انوشه انصاری نمی توانم افتخار کنم . کاری به حرف این شخص ندارم ولی نکته جالب اینجا بود که در جواب وی گفته بودند که او به عشق وطنش این کار را انجام داده و دلیل برداشتن پرچم ایران سازمان فضایی آمریکا بوده و او چاره ای جر این را نداشته .

    به نظر شما اگراسم این کار او عاشقی است که با ملیاردها دلار پول عاشق شده عشق را چه می توانیم معنی کنیم؟

    بعضی از کلمات مظلوم واقع شده اند چون بد معنی می شوند مثل عشق  یا مثلا  آزادی



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( دوشنبه 85/7/3 :: ساعت 2:45 عصر )
    »»
    مصیبت عاشقی

    امروز بیاد مطلبی درباره مقایسه عشق و مصیبت افتادم و همچنین ارتباط آن باعقل و عشق از کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) که بیان آن را جالب و خواندنی دیدم :

    متفکر شهید مطهری می نویسند :

    (( من عشق و کتم و عف و مات مات شهیدا ))
    آنکه عاشق گردد و کتمان کند و عفاف بورزد و در همان حال بمیرد شهید مرده است.

    اما این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع عشق با همه فواعدی که در شرایط خاص احیانا به وجودمی آورد قابل توصیه نیست وادیی است بس خطرناک . از این نظر مانند مصیبت است که اگر بر کسی وارد شود و او با نیروی صبر و رضا با آن مقابله کند مکمل و پاک کننده نفس است خام را پخته و مکدر را مصفی می نماید اما مصیبت قابل توصیه نیست . کسی نمی تواند به خاطر استفاده از این عامل تربیتی مصیبت را برای خود خلق کند و یا بریا دیگری به این بهانه مصیبت ایجاد نماید.

    ... به علاوه تفاوتی میان عشق و مصیبت هست ، و آن این که عشق بیش از هر عامل دیگری ضد عقل است ، هر جا پا گذاشت عقل را از مسند حکومتش معزول می کند . این است که عقل و عشق در ادبیات عرفانی به عنوان دو رقیب معرفی می گردد  . رقابت فیلسوفان با عرفا که آنان به نیروی عقل و اینان به نیروی  عشق اتکا و اعتماد دارند و از همین جا سرچشمه می گیرد . در ادبیات عرفانی همواره در این میدان رقابت ، عقل محکوم و مغلوب شناخته شده است .

    ....      قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق
    چو شبنمی است که بر بحر می زند رقمی

     

     



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( یکشنبه 85/7/2 :: ساعت 2:47 عصر )
    »»
    غربت

    گاهی اوقات به اطراف خود نگاه کنیم .
    یکی هست که نگران ماست .
    اما ما حتی به یادش هم نیستیم .
    حتی از او یک باور درست نداریم.
    از او هیچ شرم نداریم.
    در حالی که او از همه اعمال ما آگاه است.
    بیایید حد اقل بیادش باشیم .
    چرا که او همان ترین سردار است .
    یاران او همان سردارانی هستند  که ارزوی غربت غایت آمالشان بود .
    همان سرداران بی پلاک که صاحب کلمه گمنام شدند .
    تا هر اهل دلی به آنان رشک ورزد و هم آنانند یاران غریب



    نوشته های دیگران ()

    نویسنده متن فوق: » محسن دوراندیش ( دوشنبه 85/6/27 :: ساعت 2:28 عصر )
    <      1   2